تبليغاتX
معلمی به سبک جدید
قالب وبلاگ
معلمی به سبک جدید
 

جذابیت کلاس درس و جلوگیری از خستگی معلم و دانش آموزان

     هر معلمی با بالا رفتن تجربه اش پی خواهد برد که باید به برخی کارهای ضروری در کلاس درس توجه نماید ، بعضی اعمال را نباید انجام دهد، و خود را در کلاس برای دقایقی به جای شاگردان فرض نماید . تجربه نشان داده معلمانی که در کلاس درس فعالیت و تحرک بیشتری داشته ، به شغل خود علاقه و عشق می ورزند ، هدف های متنوعی دارند ، درگیری ها و جنگ اعصاب کمتری داشته باشند ، دیر تر از دیگران فرسوده و شکسته خواهند شد و همیشه به عنوان فردی شاداب و با نشاط و موفق در شغل خود نزد دیگران شناخته شده اند . در زیر به صورت خلاصه ، کارهایی که معمولا" در کلاس درس باعث حلب توجه دانش آموزان ، علاقمندی به درس و معلم و نشاط آنان میشود و برگفته از تجارب شخصی است ، ذکر می گردد .

        موارد زیر در دوره ابتدایی تا دبیرستان اعمال شده است و تاثیرات شگرفی بر دانش آموزان داشته است :

1-     به محض مشاهده علایم خستگی در دانش آموزان و حواس پرتی آنان ، جریان تدریس  یا پرسش را قطع کرده و به آنها اجازه داده شود که از جای خود بلند شده ، کشش عضلانی داشته ، نفسی بکشند و دقایقی کوتاه آزاد باشند ( در این حال تحمل برخی مزه پرانی ها به هم در جلسات اول  ، ضروری است و سپس عادت خواهند کرد ) ، اگر بدون توجه به خستگی دانش آموزان به تدریس یا پرسش ادامه دهیم ، در واقع کاری بیهوده و بی ثمر را دنبال خواهیم کرد .

2-     هیچگاه بدون اطلاع قبلی ، پرسش کلاسی یا امتحان کتبی برگزار نکنیم و حتی در جلسه قبل ، صفحات و نوع پرسش و حتی افرادی که از آنان پرسش شفاهی انجام می شود تلویحا" مشخص شوند و این صرفا" برای رفع حالت اضطراب دانش آموزان است ، برخی معلمان برای  حالت " همیشه آماده باش بودن کلاس " توجهی به این نکته ندارند که امتحان یا پرسش  بدون اطلاع قبلی ، از نظر دانش آموزان نوعی مچ گیری محسوب می شود . در رابطه با دانش آموزانی که از آنان پرسش به عمل می آید باید گفت معمولا" به سه دسته تقسیم می شوند و هر کسی تکلیف خود را خواهد دانست و در کنار آن پاسخ گویی داوطلبانه هم مد نظر قرار می گیرد و بدین ترتیب دانش آموزان تمایل بیشتری هم برای جواب دادن دارند و درگیری ها خیلی کمتر می شود .

3-     حتما" قبل از تدریس درس جدید ، خلاصه مطلب قبلی برای دانش آموزان گفته شود و آنها را به هم ربط داد .


ادامه مطلب
[ جمعه یکم اردیبهشت 1391 ] [ 10:55 ] [ فرزانه سربازحسینی ]
نامه زیبای کودکی که از ریاضی متنفر است:


ریاضی عزیز...
                                                                                        لطفا زود زود بزرگ شو و

مسأله هاتو خودت حل کن و به دیگران تکیه نکن....

[ چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 ] [ 0:43 ] [ فرزانه سربازحسینی ]

 
در مجالي که برايم باقيیست
باز همراه شما مدرسه اي مي سازیم
که در آن همواره اول صبح
به زباني ساده
مهر تدريس کنند
و بگويند خدا
خالق زيبايي
و سراينده ي عشق
آفريننده ماست
مهربانيست که ما را به نکويي
دانايي
زيبايي
و به خود مي خواند
جنتي دارد نزديک ، زيبا و بزرگ
دوزخي دارد – به گمانم -
کوچک و بعيد
در پي سودايي ست
که ببخشد ما را
و بفهماندمان
ترس ما بيرون از دايره رحمت اوست


ادامه مطلب
[ شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 ] [ 10:47 ] [ فرزانه سربازحسینی ]

 

در جوامع متعدد ارزش های متفاوتی حاكم است ، اما در تمام جوامع بر برخی ارزش ها ، توافق همگانی وجود دارد.

یكی از این موارد ، زشت شمرده شدن دزدی است ، بدین معنی كه دزدی در تمام جوامع ، نكوهیده و ناپسند به حساب می آید و باید پس از شناسایی علل ، به درمان آن اقدام شود .

بیشتر كودكان دردوران كودكی یكی دو بار دست به دزدی می زنند . ولی اگر با كودكی سر و كار دارید كه ماهی یكبار یا بیشتر دزدی می كند ،كودكی است دارای مشكل و باید به او یاد بدهید كه دزدی نكند .شك نیست كه دزدی یك رفتار ناپسند است و والدین چه هنگام رفتن كودك به مدرسه و چه قبل از آن ،تلاش می كنند تا كودك شان از این رفتار پرهیز كند .

اما گاهی برخلاف این عقیده و حتی با توجه به برطرف كردن همه نیازهای مادی وی ، شاهد بروز این رفتار در كودك هستند .این عمل گاهی آنقدر آنها را نگران می كند كه جلوی خیلی از تصمیمات اصلاح گرایانه آنان را می گیرد .

بر این اساس باید گفت كودك از معنای این كلمه چندان اطلاع ندارد و فقط بزرگ تر ها هستند كه می دانند این رفتار غلط است. متاسفانه هنوز جامعه نپذیرفته است كودكی كه دزدی می كند به جای آن كه توسط پلیس و محاكم قضایی تنبیه شود باید به وسیله روانپزشك مورد معاینه قرار گیرد. افراد جامعه و حتی والدین كودكی كه دزدی كرده است همیشه منتظر اعلام محكومیت او از طرف دادگاه تنبیه و پرداخت جریمه هستند بدون آن كه به علت و انگیزه دزدی توجه كنند.

 

در ادامه مطلب علل دزدی کودکان و راههای درمان آن را مطالعه بفرمایید.


ادامه مطلب
[ جمعه دوازدهم اسفند 1390 ] [ 19:57 ] [ اعظم مولایی ]
سلام این بار آپم فرق میکنه...

اومدم باهاتون خداحافظی کنم...

عازم به مکه ام و دلم هست پرشرر

از ما بدی اگر به دلت هست درگذر

نایب الزیاره شما خواهم بود...

حلال کنین اگر ناراحتتون کردم....

ممنونم از حضور همیشگیتون در وبلاگم...

یاعلی...

[ جمعه بیست و هشتم بهمن 1390 ] [ 17:21 ] [ فرزانه سربازحسینی ]

 

کیف مدرسه را گوشه ای پرت کرد و به سمت قلک کوچکی که روی تاقچه بود ،

رفت وارد مغازه شد با ذوق گفت : ببخشید یه کمربند می خواستم . آخه فردا تولد بابامه 

- به به . مبارک باشه . چه جوری باشه ؟ چرم یا معمولی ، مشکی یا قهوه ای ، ... پسرک چند لحظه به فکر فرو رفت . فرقی نداره . فقط ... ، فقط دردش کم باشه ....

کودکان خود را در یابیم

 

[ چهارشنبه پنجم بهمن 1390 ] [ 21:14 ] [ فرزانه سربازحسینی ]

پرسش های فلسفی (چرایی): معمولا شاگردان به دلیل عدم آشنایی با مفاهیم و اصطلاحات پرسش هایی را که باید با چه و چگونه مطرح شوند با چرا مطرح می کنند.

مثال: چرا این همه پرنده با اشکال مختلف وجود دارد؟

  راه حل: از دانش آموز سوال كننده توضیح خواسته شود به نحوی که سوال به چه و چگونه تغییر یابد. گاهی اوقات که پرسش ها واقعا فلسفی هستند پاسخ می دهیــم به راستی که خیلی جالبه! و در نهایت جرات نمی دانم است.

  پرسش های هیجانی: فراوان دیده می شود که شاگردان با دیدن پدیده ای به هیجان آمده و پرسش می کنند.

مثال: کودکی که لانه ی پرنده را از یک طرف دیده است هیجان زده شده در مورد آن سوال می پرسد.

 راه حل: آموزگار در هیجان شاگردان مشارکت کند به نحوی که مشاهده ی پدیده و زمان آن را افزایش دهد چون افزایش مشاهده موجب افزایش مدت یاد گیری می شود. آیا طرف دیگر لانه را هم دیده ای؟

  


ادامه مطلب
[ چهارشنبه پنجم بهمن 1390 ] [ 12:6 ] [ فرزانه سربازحسینی ]
جلد روی کتاب:

-تصویر روی جلد کتاب در چاپ جدید نسبت به سال گذشته تغییری نکرده و همان تصویر دوکودک پسر و دختراست در حالی که در میان انبوهی از گل ها همراه با کتابهایشان هستند رنگامیزی جلد کاملا مطلوب  و متناسب با سن بچه هاست.

نسبت به سال گذشته عنوان کتاب تغییر کرده در سال پیش نام کتاب فارسی اول(بخوانیم) روی جلد حک شده که امسال واژه بخوانیم حذف شده است.

پشت جلد:تصویر نقشه و پرچم ایران که درون آن بچه ها قرار دارند. (همدل و یکپارچه بودن تمام ایران).

-قطع کتاب رحلی است.

-جنس و نوع کاغذ کتاب خارجی و سفید است.

-برخی صفحات کتاب دارای حاشیه و برخی فاقد آن مانند نگاره ها که فاقد حاشیه است.

-نوع قلم در کتاب در بعضی مناطق با فونت درشت و در برخی از مناطق مانند ببین و بگو کمی ریزتر است.

-شماره درس با رنگ قرمز و عنوان هر درس با رنگ مشکی است.

-یکی از محاسن کتاب:همخوانی متن درس با تصاویرو متناسب با سن کودکان.


ادامه مطلب
[ شنبه هفدهم دی 1390 ] [ 18:46 ] [ فرزانه سربازحسینی ]
نگاهی به روش تدریس رویدادی:

-پس از دهه 70 میلادی همزمان بااوج گیری نظریه خبرپردازی ظاهرشد.

- گانیه بنیان گذار اصلی این روش (بریگز و ویگر ادامه دهنده  وقوت بخش به این روش)

-بریگز و ویگر: آموزش عبارت است از یک مجموعه رویداد.

-هدف آموزش : پدیدآوری زمینه مناسب  یادگیری و کمک به فراگیر در روند آموزش.

 

مراحل  روش تدریس رویدادی:

1.جلب توجه: آنچه در این مرحله مهم است این است که از علاقه بچه ها وارد شویم.بتوانیم در آنها

تحریکی ایجاد کنیم.این مرحله از تدریس حائز اهمیت است. قواعد خاصی ندارد و بستگی به هنر معلمی

دارد.


ادامه مطلب
[ شنبه دهم دی 1390 ] [ 23:40 ] [ فرزانه سربازحسینی ]

هميشه آغاز راه دشوار است !

عقاب در آغاز پر کشيدن گاه پر ميريزد ،

اما در اوج حتی از بال زدن هم بی‌نياز است ...


[ جمعه نهم دی 1390 ] [ 15:44 ] [ فرزانه سربازحسینی ]

 

خیلی جذابه که آدم از روی نقاشی های کودکش پی به احساسات درون او ببره!  اگه شما هم علاقه به تفسیر نقاشی های کودکانتونو دارین این مطلب کمکتون میکنه.

● نمادهای اصلی اندام‌ها

▪ سر

معرف مرکز شخصیت، قدرت فکری و عامل اصلی کنترل فشارهای درونی است. کودکان، همیشه سرهای بزرگ ترسیم می‌کنند؛ ولی اگر سر، زیاد بزرگ باشد، نشانگر آن است که من کودک، بیش از حد طبیعی است.

▪ صورت

چون بسیار اهمیت دارد، بیشتر تنها کشیده می‌شود. کودکان پرخاشگر، جزئیات آن را به حد اغراق‌آمیزی بزرگ، ترسیم می‌کند؛ در حالی که کودکان خجالتی، جزئیات را از نظر می‌اندازند و فقط دایرهٔ صورت را ترسیم می‌کنند.

▪ دهان و دندان‌ها

ممکن است معنی نیاز به مواد خوراکی را نمایان سازد و نیز به معنی پرخاشگری است. اگر لب‌ها بسته باشند، نشان‌دهندهٔ تنش و فشار است. چانه نیز تمام قدرت مردانگی است.

▪ چشم‌ها

اجتماعی بودن کودک را نشان می‌دهد. کودکان خودستا، چشم‌ها را با حالت‌های درنده و وحشی می‌کشند. چون چشم‌ها ارزش زیبائی نیز دارند؛ بنابراین دختران چشم‌ها را خیلی بزرگ می‌کشند.

 


ادامه مطلب
[ جمعه بیست و پنجم آذر 1390 ] [ 13:40 ] [ فرزانه سربازحسینی ]

کربلا چقدر شبیه قرآن است ؛ آخرین شهدای آن اصغر و عبدا.. مثل سوره های آخر

قرآن کوچکند !
                                                                                                          کربلا نبوغ عاطفه و اندیشه است ،هر کس به بلوغ فکری و عاطفی برسد ،عاشورایی است .
                                                                                                         وقتی هیچ نداری باید همه چیز باشی ، این درسی است که زینب به ما آموخت .
                                                                                                          کربلا زیباترین تابلوی نقاشی است که خداوند بر بوم زمین ترسیم کرده است .
                                                                                                          کربلا بهشت زمین است با قلب های سوخته ، خیمه های آتش گرفته و آسمان داغ سوزان ، آری بهشت در آتش متولد می شود .
                                                                                                             ره آورد مطالعه تاریخ ،بهت و شگفتی است ، تاریخ ، خود مبهوت و شگفت زده ی یک روز خویش است ؛ (( عاشورا ))
                                                                                                         عرش بر رونق بازار حسین می نازد      کربلا هم به علمدار حسین می نازد
                                                                                                             نه فقط احمد خاتم به حسین می نازد       شرفش بس که خدا هم به حسین می نازد
                                                                                                            آسمان نینوا در محضر این همه خون از وسعت آبی خویش شرمسار است .
                                                                                                              اگر همه جا کربلاست و هر ورز عاشورا ، ما باید در همه جا و همه گاه ، خود را درتشنگی همه عطش زدگان خاک سهیم بدانیم .

[ چهارشنبه نهم آذر 1390 ] [ 16:56 ] [ فرزانه سربازحسینی ]

* ویژگی های عاطفی کودکان دیر آموز :

نگرش کودکان دیر آموز،به مدرسه و تحصیل معمولا منفی است.تعداد غیبت های آنان بیشتر است و در بسیاری از موارد از سوی معلم و همکلاسان خود طرد می شوند. این نگرش منفی نسبت به کودکان دیر آموز در کلاس سوم تا پنجم بیشتر است شاید به این دلیل که آنها مشکلات سازگاری بیشتر دارند. گاهی این دانش آموزان تعارض های اجتماعی خود را به شکل پرخاشگری نشان می دهند چرا که در هنگام مواجهه با بحران های بین فردی و شخصی ساز و کار های ناکارآمدی برای مقابله در پیش می گیرند.

دیر آموزان انگیزه بالایی ندارند و همین امر موجب درماندگی، ناامیدی و پایین آمدن عزت نفس آنها در مدرسه می شود.تجربه شکست مکرر در کلاس،فقدان هدف برای آینده،نگرش منفی همکلاسان و روش های نادرست آموزش،رشد انگیزه تحصیلی این کودکان را به شدت کاهش می دهد.این کودکان از مشکلات رفتاری خود آگاه نیستند و نمی توانند عواطف خود را به طور مناسب ابراز کنند.از کشف مشکل آنها ناتوانیم و آموزشهای لازم را در برخورد با این کودکان ندیده ایم.


ادامه مطلب
[ شنبه بیست و هشتم آبان 1390 ] [ 12:59 ] [ فرزانه سربازحسینی ]

مولای ما نمونه ی دیگر نداشته است

اعجاز خلقت است و برابر نداشته است

وقت طواف دور حرم فکر می کنم

این خانه بی دلیل ترک برنداشته است

دیدیم در غدیر که دنیا به جز علی

آیینه ای برای پیمبر نداشته است

سوگند می خورم که نبی شهر علم بود

شهری که جز علی در دیگر نداشته است

طوری ز چارچوب در قلعه کنده است

انگار قلعه هیچ زمان در نداشته است

یا غیر لافتی صفتی در خورش نبود

یا جبرِِییل واژهء بهتر نداشته است

چون روز روشن است که در جهل گمشده است

هر کس که ختم نادعلی بر نداشته است

این شعر استعاره ندارد برای او

تقصیر من که نیست برابر نداشته است

سید حمیدرضا برقعی

[ دوشنبه بیست و سوم آبان 1390 ] [ 13:30 ] [ فرزانه سربازحسینی ]

هیچ وقت عادت نداشته ام و ندارم موقعی كه ۲ نفر با هم گپ می زنند، گوش بایستم، ولی یك شب كه دیروقت به خانه آمدم و داشتم از حیاط رد می شدم، به طور اتفاقی صدای گفت و گوی همسرم و كوچك ترین پسرم را شنیدم.

پسرم كف آشپزخانه نشسته بود و همسرم داشت با او صحبت می كرد. من آرام ایستادم و از پشت پرده به حرف های آنها گوش دادم.

ظاهراً چند تا از بچه ها در مورد شغل پدرشان لاف زده و گفته بودند كه آنها از مدیران اجرایی بزرگ هستند و بعد از باب من پرسیده بودند كه پدرت چه كاره است،

باب درحالی كه سعی كرده بود نگاهش به نگاه آنها نیفتد، زیر لب گفته بود:

«پدرم فقط یك كارگر معمولی است.»
همسر خوب من منتظر مانده بود تا آنها بروند و بعد درحالی كه گونه خیس پسرش را می بوسید، گفت:

«پسرم، حرفی هست كه باید به تو بزنم.

تو گفتی كه پدرت یك كارگر معمولی است و درست هم گفتی، ولی شك دارم كه واقعاً بدانی كارگر معمولی چه جور كسی است، برای همین برایت توضیح می دهم.

در همه صنایع سنگینی كه هر روز در این كشور به راه می افتند....

در همه مغازه ها، در كامیون هایی كه بارهای ما را این طرف و آن طرف می برند..........

هر جا كه می بینی خانه ای ساخته می شود.........

هر جا که خطوط برق را می بینی و خانه های روشن و گرم،

یادت نرود كه كارگرها و متخحصصین معمولی این كارهای بزرگ را انجام می دهند!درست است كه مدیران میزهای قشنگ دارند و در تمام طول روز، پاکیزه هستند.

این درست است كه آنها پروژه های عظیم را طراحی می كنند.....ولی برای آن كه رؤیاهای آنها جامه حقیقت به خود بپوشند.........
پسرم فراموش نکن که باید كارگرهای معمولی و متخصصین دست به كار شوند! اگر همه رؤسا، كارشان را ترك كنند و برای یك سال برنگردند، چرخ های كارخانه ها همچنان می گردد، اما اگر كسانی مثل پدر تو سر كارش نروند، كارخانه ها از كار می افتند. این قدرت زحمتکشان است. كارگرهای معمولی هستند كه كارهای بزرگ را انجام می دهند

من بغضی را كه در گلو داشتم، فرو بردم، سرفه ای كردم و وارد اتاق شدم. چشم های پسر من از شادی برق می زدند.

او با دیدن من از جا پرید و بغلم كرد و گفت:

«پدر! به این كه پسر تو هستم، افتخار می كنم، چون تو یكی از آن آدم های مخصوصی هستی كه كارهای بزرگ را انجام می دهند».

از کتاب نغمه عشق
[ پنجشنبه نوزدهم آبان 1390 ] [ 10:57 ] [ فرزانه سربازحسینی ]

.

دل در جوشش ناب عرفه، وضو می گیرد

و در صحرای تفتیده عرفات،

جاری می شود.

 آن جا که ایوان هزار نقش خداشناسی است . . .

[ شنبه چهاردهم آبان 1390 ] [ 20:17 ] [ فرزانه سربازحسینی ]
سرمشق گیری:این روش بسیار در بچه ها معمول است و همان یادگیری از راه مشاهده

است.بسیاری از رفتار کودکان از طریق تقلید از رفتار بزرگسالان چون: والدین، برادران،خواهران بزرگتر و

معلمان آموخته میشوند.همچنین رفتار بچه ها روی هم دیگر تاثیر دارد.علاوه بر اینها مهارتهایی چون:

ورزشهای گوناگون:دوچرخه سواری، رانندگی اتومبیل و... مبتنی بر مشاهده و سرمشق گیری از رفتار

دیگران هستند.

جونز در یکی از پژوهش های خود برای برطرف کردن ترس کودکان از این روش استفاده کرد.در این پژوهش

کودکانی که از خرگوش سفید میترسیدند پس از مشاهده کودکان دیگری که با خرگوش سفید بازی می

کردند ترسشان از این حیوان ریخت.البته عکس این جریان نیز صادق است:کودکی که از موش نمی ترسد

ممکن است با مشاهده ی رفتار ترس آلودی که مادرش در برابر موش از خود نشان میدهد، ترسیدن از

موش را یاد میگیرد.

در انتخاب سرمشق برای یادگیری از راه مشاهده،باید دونکته ی مهم رادر نظر گرفت:نخست:بین فرد

سرمشق و فرد سرمشق گیرنده باید نوعی سنخیت یا شباهت باشد از جنبه های سنی،علاقه،وضع

ظاهری،و....که هرچه این شباهت بیشتر باشد یادگیری بهتر صورت خواهد گرفت.دوم اینکه شخصی که

سرمشق واقع میشود باید از حیثیت و اعتبار زیادی برخوردار باشد.

در استفاده از سرمشق دهی به دانش آموزان سعی کنیدکه هم رفتار مطلوب فرد سرمشق و هم رفتار

سرمشق گیرنده را مورد تقویت قرار دهید.برای مثال:وقتی که از یکی از دانش اموزان زرنگ کلاس می

خواهید تا پای تابلو برود و مسئله ی دشواری را حل کند و قصدتان اینس تا دانش آموزان دیگر کلاس نحوه

ی حل کردن مسئله را از او بیاموزند پس از حل کردن مسئله هم دانش آموزی را که پای تابلو

میفرستید،تقویت کنید و هم دانش آموزان کلاس را که راه حل مسئله را از او یاد میگیرند مورد تقویت قرار

دهید.

بقیه موارد در پست های بعدی

تا بعد

 ایام به کام

 

[ شنبه بیست و سوم مهر 1390 ] [ 19:31 ] [ فرزانه سربازحسینی ]

اولین روز دبستان بازگرد

کودکی ها شاد و خندان باز گرد

  باز گرد ای خاطرات کودکی

بر سوار اسب های چوبکی

 خاطرات کودکی زیباترند

یادگاران کهن مانا ترند

درسهای سال اول ساده بود

آب را بابا به سارا داده بود

 عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR22.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی


ادامه مطلب
[ پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390 ] [ 10:33 ] [ فرزانه سربازحسینی ]

ویژگی های جسمی دانش آموزان در دوره ی ابتدایی از نظر قدّ و وزن :

-در آغاز این دوره «یعنی» حدود 6 سالگی ، کودک دارای رشد جسمی آرامی است . میزان قدّ کودک معمولی که در راهِ قدم گذاشتن به مدرسه است ،حدود 110تا 120 سانتی متر و وزن او بین 18 تا 24 کیلو گرم می باشد.

- در طول دوره ی ابتدایی در شرایط عادی ، هر سال بایستی حدود 7 سانتی متر و 4 کیلو گرم به قدّ و وزن دانش آموز اضافه شود ، به طوری که در پایان دوره ی ابتدایی قدّی حدود 150 سانتی متر و وزنی حدود 40 کیلو گرم داشته باشد .

-تا حدود 10 سالگی در اغلب موارد دانش آموزان پسر کمی بلند تر از دختران هم سن و سال خود به نظر می رسند ولی از 10 سالگی به بعد ، دخترها ، بلند قدّتر به نظر می رسند ، به طور ی که هر چه از کلاس اوّل ابتدایی به کلاس پنجم ابتدایی پیش رویم ملاحظه خواهیم کرد که برتری قدّ در آغاز به پسران اختصاص دارد و رفته رفته در پایان دوره ی ابتدایی دوران گوی سبقت را از پسران می ربایند این نکته در زمینه وزن آنها نیز صادق است . تا نیمه دوّم دبستان وزن پسرها بیش از دختر ها ست ولی پس از آن وزن دختران کم کم بیش تر می شود .

-دندان های شیری از 6 سالگی به بعد از بین رفته و در پایان دوره ی ابتدایی تقریباً تمام کودکان دارای دندان های طبیعی می شوند در دوره ی ابتدایی احتمال پوسیدگی دندان ها ، پیدایش بیماری هایی مثلِ روماتیسم قلبی ، دیابت ، فلج و انواع حساسیت ها افزایش می یابد .

[ چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390 ] [ 0:10 ] [ فرزانه سربازحسینی ]

معلمان خوب:

• هدف دارند

• منتظر موفقیت همه دانش آموزان هستند

• تحمل ابهام را دارند

• برای ارضای نیازهای بچه‌ها تمایل به تغییر و هماهنگی دارند 

• از ندانستن ناراحت نمی شوند

• به کارشان فکر می‌کنند

• از مدلهای مختلف یاد می‌گیرند

• از کار و شاگردانشان لذت می‌برند


ادامه مطلب
[ پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390 ] [ 14:30 ] [ فرزانه سربازحسینی ]

مدارس ابتدایی در ژاپن بسیار جالب و دیدنی هستند، ساختار و نظام آموزش ابتدایی ژاپن به پرورش شخصیت کودک در این دوره بسیار توجه دارند. فضای فیزیکی مدارس ابتدایی بسیار مجهز و درخور توجه هست، به طوری که اکثر مدارس ابتدایی در ژاپن استخر دارند و فضای فیزیکی بسیار تمیز و با طراوت هستند. اما چرا مدارس ابتدایی؟
اکثر پژوهشگران آموزش و پرورش ژاپن، مدارس ابتدایی ژاپن را بسیار سرزنده، بزرگ، جالب و جاذب توصیف کرده اند، برای مثال «کومینگر» می گوید:
مدارس ابتدایی، گل سرسبد آموزش و پرورش ژاپن هستند. ژاپن در مقایسه با ایالات متحده آمریکا، سهم بیشتری از تولید ناخالص ملی خود را در مقاطع ۱۲ سال تحصیلی (ابتدایی تا دبیرستان) و مقدار کم تری از آن را در آموزش دانشگاهی خویش، هزینه می کند.
در طول بیش از یکصد سال، رهبران و دولتمردان ژاپنی به دوره آموزش ابتدایی به عنوان محوری سرنوشت ساز در توسعه ملی، نظر داشتند، چنان که «آری نوری، موری»
(معمار مدرنیزاسیون ژاپن) در سال ۱۸۸۵ می نویسد: کشور ژاپن باید از مقام سومی، به مقام دومی در جهان برسد و از آن رتبه به مقام اول دست یابد و نهایت هدف نیز باید رهبری کل کشورهای جهان باشد. به همین سبب بهترین راه برای نیل به آن هدف والا، صرف انرژی ملی برای ایجاد بنیادی مستحکم در آموزش دوره ابتدایی در این کشور است.
۹۹ درصد دانش آموزان دوره ابتدایی در ژاپن در مدارس ابتدایی دولتی، در محل اقامت خود درس می خوانند در این دوره تحصیلات، آموزش رایگان است و فرزندان تمام ساکنان محل، اجازه ثبت نام دارند.
در ژاپن ۹۰ درصد دانش آموزان، کلاس دوازدهم را با موفقیت پشت سر می گذرانند (این نسبت در آمریکا ۷۳ درصد و در اروپا ۵۰ درصد است)
▪ اهمیت بسیار زیاد مردم و دولت ژاپن به آموزش و پرورش (دولت ژاپن بیشترین سهم از تولید ناخالص ملی را صرف دوره های آموزش پیش دبستانی و ابتدایی می کند)

تاکید بر کارگروهی (تیمی)
▪ انعطاف فکری و نوپذیری نوسازی اعجاز آمیز ژاپن
▪ نظام آموزشی کارآمد - کیفیت بالای آموزش
▪ پشتکار، صبر و حوصله، انضباط درونی
▪ احترام به دیگران
▪ روح همکاری دسته جمعی
▪ انضباط و شوق به کار
▪ ثبات
▪ شوق یادگیری
▪ اخلاق کار و تلاش
▪ در زمینه مدیریت، ژاپنی ها به رهبری جمعی گرایش دارند
▪ تاکید بر جنبه کاربردی آموزش
▪ شیوه آموزش عملگرا، تاکید بر آزمایش و پژوهش
▪ دانش آموزان در کارهای مدرسه مشارکت فعال دارند (تعاون، همراهی گروهی)
▪ مدرسه در ژاپن محل زندگی دانش آموزان است
▪ در مدارس سعی در بالابردن «اعتماد به نفس» فراگیران (دانش آموزان) است
▪ مدارس ژاپنی تلاش برای رشد خلاقیت، رشد روحیه کارگروهی می کنند
▪ بازی های آزاد در مدارس مورد توجه است
▪ مدارس ژاپنی - بچه ها را برای زندگی در جامعه تربیت می کند
▪ پرورش حس اعتماد به نفس
▪ شکوفائی خلاقیت
▪ مشارکت و درگیرکردن بچه ها به صورت عملی
▪ پرورش حس مسئولیت پذیری
▪ تاکید بر رفاقت بین دانش آموزان به جای رقابت
▪ تاکید بر دوستی و همکاری بین بچه ها
▪ همکاری در نظافت مدرسه
▪ همکاری بسیار نزدیک خانواده (اولیاء) با مدرسه
▪ تاکید بر دوستی و رفاقت در مدارس
▪ توجه به خودفرمانی یا خود مدیریتی
▪ تاکید بر رشد اجتماعی سهم زیادی از آموزش در ژاپن به زندگی اجتماعی و رشد اجتماعی می پردازد.
▪ ایجاد فرصت های مساوی برای همگان
▪ آموزش (پرورش) تمامی کودکان با یک روش
▪ معلمان مربی اند نه مستبد (معلم در نقش هادی و راهنما)
▪ در مدارس ژاپن تفریح و شادی ضروری است
▪ در مدارس با تفریح و شادی دانش آموزان را وارد به مشارکت و همکاری می کنند
▪ درژاپن کلاسها به گروه های کوچک تقسیم می شود.
▪ ژاینی ها کوشیده اند شادی و لذت را به فرایند یادگیری بیامیزند.
▪ درکلاسهای درسی ژاپن تعارض دشمنی بین معلم و شاگرد وجود ندارد.
▪ هیچ دانش آموزی در ابتدایی مردود نمی شود- هیچ دانش آموزی ازمشارکت درفعالیت ها منع نمی شود
ژاپنی ها اعتقاد دارند تجربه ها، تأثیر بلند مدت در رشد دارد لذا برای پرورش افراد تجارب مهم هستند
▪ برنامه درسی ملی دربردارنده راهکارهایی برای فعالیتهای غیردرسی دانش آموزان می باشد (برنامه نظافت مدرسه) از آنجا که درمدارس ژاپنی سرایداری وجود ندارد. پاکیزه نگه داشتن کلاسها، راهروها یا سرویس های بهداشتی زمین های بازی برعهده دانش آموزان است.
نگارنده که خود به مشاهده از مدارس ژاپن پرداخته، بسیاری از دانش آموزان ابتدایی و پیش دبستانی را درحال نظافت کلاس و مدرسه دیده است. در یکی از مدارس ابتدایی درکیوتو و یک مرکزپیش دبستانی درتوکیو شاهد دستمال کشیدن بچه ها در راهرو و کلاس بوده است.
به زعم برخی پژوهشگران درمدارس ژاپن آموزش قلب ها و اندیشه ها بچه ها مدنظر است.پژوهش لوئیس (۱۹۹۵)، نشانگر تجلی فرهنگ ژاپنی در فرآیند آموزش و یادگیری در مدارس ژاپن است. و درمدارس به صورت حیرت انگیزی آموزش و یادگیری در قالب سناریوهای فرهنگی مدیریت می شود و آموزش و پرورش ژاپن تا حدود زیادی فرهنگی است و مبتنی بر فرهنگ ژاپنی است.
آموزش وپرورش ژاپن با همه محاسن که می تواند برای ما آموزنده باشد و از تجارب موفق درس گرفت ولی در دهه های اخیر با مشکلاتی مواجه بوده که منجربه تفکر و تعقل صاحبنظران علوم تربیتی ژاپن شده است از جمله Bullying(اذیت و آزار بچه ها) کمی انگیزه دانش آموزان برای درس نداشتن علاقه برای ادامه تحصیل (پرفسور نقی زاده)،عدم توجه به فردیت ]در ژاپن به کارگروهی و تیمی بسیار توجه می شود- در نتیجه فرد و خواسته های فردی کمتر مورد توجه است[ موجب مشکلاتی شده است. که درخور توجه است.
ویژگی مهم فضای فرهنگی مدارس ژاپن (دردوره ابتدایی) سرزندگی، شلوغی، شادابی، شادی و جار وجنجال کلاس است. معلمان ژاپنی برخلاف همکاران خود در سایر کشورها تلاشی برای سکوت و ساکت و بی حرکت نگه داشتن دانش آموزان خود نمی کنند. از آنجا که دانش آموز مجاز است با بغل دستی خود صحبت کند برای تراشیدن مدادش از جا بلند شود یا پرده ها را بکشد. این قبیل کارها، اختلال درنظم کلاس بشمار نمی رود.
بنابراین نظم و انضباط تحمیلی نیست و در نتیجه کلاسها نیز شلوغ و پرجار و جنجال است و این امر از نظر معلمان، بی اشکال است.
منبع:
http://www.5dabestani.mihanblog.com/post/239
[ شنبه هشتم مرداد 1390 ] [ 13:36 ] [ فرزانه سربازحسینی ]

جمعه ها طبع من احساس تغزل دارد

ناخودآگاه به سمت تو تمایل دارد

 

بی تو چندیست که در کار زمین حیرانم

مانده ام بی تو چرا باغچه ام گل دارد

 

شاید این باغچه ده قرن به استقبالت

فرش گسترده و در دست گلایل دارد

 

تا به کی یکسره یکریز نباشی شب و روز

ماه مخفی شدنش نیز تعادل دارد

 

کودکی فال فروش است و به عشقت هر روز

می خرم از پسرک هر چه تفال دارد

 

یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت

یک قدم مانده زمین شوق تکامل دارد

 

هیچ سنگی نشود سنگ صبورت ، تنها

تکیه بر کعبه بزن ، کعبه تحمل دارد...



سید حمید رضا برقعی    

[ پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390 ] [ 15:1 ] [ فرزانه سربازحسینی ]
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل که گر مرادنیابم به قدر سعی بکوشم.

سلام.سلامی به گرمی روزهای داغ تابستان و به شما معلمان عزیز:

تاخیر تقریبا ۱۰روزه ی من رو ببخشید چون در ابتدا مشهد بودم و از طرف همتون نایب الزیاره بودم بعد از آن هم به محل برگزاری مسابقات هشتمین دوره ی مهارتهای معلمی در استان گرگان رفتم.توانستم با عنایت خدا و لطف اما رضا (ع) و حضرت معصومه (س) و دعای شما عزیزان و همت و تلاشم نفر سوم کشوری را در آموزش ابتدایی ازاستان مقدس قم کسب کنم. خیلی فضای رقابتی بالایی حکم فرما بود،باهر سختی که بود گذشت روزهای به یادماندنی و پر از استرسی بود.ممنون به خاطر تمام کسانی که در این مدت با بنده همکاری کردند به خصوص از پدر و مادرم عزیزم،استادانی که به من بهترین ها را آموختند به خصوص استاد گرامی ام  جناب آقای علیزاده که به معنی واقعی کلمه استادم بودندوبا تکیه بر صحبتهایشان به اینجا رسیدم و در آخر از بهترین رفیق زندگیم نرگس حاجی مهدی کمال تشکر رادارم.

به امید موفقیت های روز افزون همه ی شما

[ شنبه هجدهم تیر 1390 ] [ 10:24 ] [ فرزانه سربازحسینی ]

نقاشی کودک ، بیانگر شخصیت درونی عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR22.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی  

آیا تا به حال به نقاشی یک کودک نگاه کرده و از باز تاب اندیشه و احساس این هنرمند خردسال شگفت زده شده اید؟ آیا تا به حال با خود اندیشید ه اید که کودکتان با کشیدن خانه ای بی پنجره و یا آدمکی که فاقد تنه است و به جای آن دو دست از دو طرف سرش بیرون آمده و یا درختی با برگهای سوزنی چه چیزی را می خواهد برای شما بازگو کند؟

نقاشیهای کودکان نوعی گیرایی آنی دارند، آنها ساده، جذاب و سرشار از زندگی و هویتند. کودکان با نقاشیهای خود حرف می زنند، حرفهایی که به دلایل گوناگون قادر به گفتن آنها نیستند. نقاشی نیز همانند خواب و رویا به آنها این اجازه را می دهد که خود را ازممنوعیت ها سازند و با ما در حالتی نا خودآگاه، درباره مسائل، کشفیات و دلهره هایشان صحبت کنند.

 


ادامه مطلب
[ جمعه سوم تیر 1390 ] [ 23:54 ] [ فرزانه سربازحسینی ]

 

 
 
 
 
 
 
 
 

خبرگزاری پانا: تهیه کیک و ساندویج به شکل حروف الفبا یکی از روش های خلاقانه در آموزش ابتدایی است.

به گزارش خبرگزاری پانا به نقل از دپارتمان آموزشی سوئد، پژوهشگران آموزشی از معلمان پیش دبستانی و کلاس اول می خواهند تا با بهره گیری از روش های کمک آموزشی  و جانبی، به تشویق و یادگیری بیشتر دانش آموزان بپردازند.
در این پژوهش چند راهکار موثر برای ایجاد انگیزش آموزشی به معلمان مدارس ابتدایی ارائه شده است.
تهیه کیک،کلوچه و ساندویچ هایی است که قالب آنها شبیه حروف الفبا ؛ خواندن کتاب هایی که مفاهیم رفتاری را در قالب انتزاعی به دانش آموزان آموزش دهد ؛ طرح سئوالات ترکیبی تخیلی و واقعی از دانش آموزان می تواند به افزایش خلاقیت آنها کمک کند در نتیجه باید از آنها خواسته شود که پیش بینی کنند و در مورد مسائل مطرح شده فکر کنند این موارد 3 روش خلاقانه برای کار با دانش آموزان است.

روش چهارم این است که از دانش آموزان خواسته شود که به داستانی که معلم می خواند، گوش دهند و یک نقاشی در مورد این داستان بکشند.
استفاده از بازی کلمات هم آوا می تواند توان ادراکی و شنیداری دانش آموزان را تقویت کند. به این ترتیب که کلمات مختلفی نوشته شود و دانش آموز هم آوای هر کلمه را پیدا کرده و به آن متصل کند روش پنجم خلاقیت است.

[ سه شنبه سی و یکم خرداد 1390 ] [ 19:17 ] [ فرزانه سربازحسینی ]

چوپان و مردم

یکی بود یکی نبود. غیر از خدا هیچ کس نبود. چوپانی مهربان بود که در نزدیکی دهی، گوسفندان را به چرا می برد. مردم ده که از مهربانی و خوش اخلاقی او خرسند بودند، تصمیم گرفتند که گوسفندانشان را به او بسپارند تا هر روز آنها را به چرا ببرد. او هر روز مشغول مراقبت از گوسفندان بود و مردم نیز از این کار راضی بودند. برای مدتها این وضعیت ادامه داشت و کسی شکوه ای نداشت .

اما یک روز چوپان شروع کرد به فریاد: آی گرگ آی گرگ. وقتی مردم خود را به چوپان رساندند دریافتند که گرگی آمده است و یک گوسفند را خورده است. آنان چوپان را دلداری دادند و گفتند نگران نباشد و خدا را شکر که بقیه گله سالم است. اما از آن پس، هر چند روز یک بار چوپان فریاد میزد: «گرگ. گرگ. آی مردم، گرگ». وقتی مردم ده، سرآسیمه خود را به چوپان می رساندند می دیدند کمی دیر شده و دوباره گرگ، گوسفندی را خورده است. این وضعیت مدتها ادامه داشت و همیشه مردم دیر می رسیدند و گرگ، گوسفندی را خورده بود. مردم ده تصمیم گرفتند پولهای خود را روی هم بگذارند و چند سگ گله بخرند. از وحشی ترین ها و قوی ترین ها. چوپان نیز به آنها اطمینان داد که با خرید این سگها، دیگر هیچگاه، گوسفندی خورده نخواهد شد.

اما پس از خرید سگ ها، هنوز مدت زیادی نگذشته بود که دوباره، صدای فریاد «آی گرگ، آی گرگ» چوپان به گوش رسید. مردم دویدند و خود را به گله رساندند و دیدند دوباره گوسفندی خورده شده است. ناگهان یکی از مردم، که از دیگران باهوش تر بود، به بقیه گفت: ببینید، ببینید. هنوز اجاق چوپان داغ است و استخوانهای گوشت سرخ شده و خورده شده گوسفندانمان در اطراف پراکنده است. مردم که تازه متوجه شده بودند که در تمام این مدت، چوپان، دروغ می گفته است، فریاد برآوردند: آی دزد. آی دزد. چوپان دروغگو را بگیرید تا ادبش کنیم.

اما ناگهان چهره مهربان و مظلوم چوپان تغییر کرد. چهره ای خشن به خود گرفت. چماق چوپانی را برداشت و به سمت مردم حمله ور شد. سگها هم که فقط از دست چوپان غذا خورده بودند و کسی را جز او صاحب خود نمی دانستند او را همراهی کردند. بسیاری از مردم از چماق چوپان و بسیاری از آنها از «گاز» سگ ها زخمی شدند. دیگران نیز وقتی این وضعیت را دیدند، گریختند.

در روزهای بعد که مردم برای عیادت از زخمی شدگان می رفتند به یکدیگر می گفتند: «خود کرده را تدبیر نیست». یکی از آنها پیشنهاد داد که از این پس وقتی داستان «چوپان دروغگو» را برای کودکانمان نقل می کنیم باید برای آنها توضیح دهیم که هر گاه خواستید گوسفندان، چماق، و سگ های خود را به کسی بسپارید، پیش ازهر کاری در مورد درستکاری او بررسی کنید و مطمئن شوید که او دروغگو نیست.

اما معلم مدرسه که آن جا بود و حرفهای مردم را می شنید گفت: دوستان توجه کنید که ممکن است کسی نخست راستگو باشد ولی وقتی گوسفندان، چماق و سگ های ما را گرفت وسوسه شود و دروغگو شود. بنابراین بهتر است هیچگاه گوسفندان، چماق و سگ های نگهبان خود را به یک نفر نسپاریم.


برگرفته از نوشته های محمد دلاوری(http://mdelavari.blogfa.com/)

[ یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390 ] [ 18:30 ] [ فرزانه سربازحسینی ]
ویژگی های رشد و تکامل در کودکان پیش از دبستان(۶-۳):

کودکان در این دوره بسیار پرجنب و جوش وخستگی ناپذیرند،بدن خود را خوب در اختیار می گیرند، از انجام دادن کارها لذت می برند و به نظر نمی رسد هدف ویژه ای را دنبال کنند،پس آنها به فرصتی نیاز دارند تا تا بدوند.بپرند. بالا بروندريا، به همه چیز دست بزنند و از کارهایی که انجام می دهند تجربه بدست آورند.

ویژگی های اجتماعی:بیشتر کودکان در این دوره یک یا دو دوست دارند،اما این دوستی چندان پایدار نیست.کودک در این دوره به دوستی با هم جنسان خود علاقمند است .کودکان دوست دارند گروه های کوچک بازی تشکیل دهند اما چندان سازمان یافته و نظام دار نباشد،عمر این گروهها ناپایدار است،در کار کودکان دخالت نباید کرد،بلکه باید نوع نظارت را،به ویژه در بازیهای آزاد،معین کرد.

آنان همانگونه که زود دوست میشوند،زود هم باهم در می افتند.اما این نیز پایدار نیست.پرخاشگری پسران در این زمینه از دختران بیشتر است.

پسران اسباب بازیهای پرتحرک و دختران انواع بی تحرک آنها را دوست دارندو بیشتر به عروسک بازی می پردازند.

[ جمعه بیستم خرداد 1390 ] [ 15:4 ] [ فرزانه سربازحسینی ]

سلام،

سلامی پر از شادی ونشاط به همه معلمان به خصوص تربیت معلمی ها.

دیروز جشنواره تدریس استانی در مرکزمون(تربیت معلم حضرت معصومه( س) )برگزار شد من هم که یکی از شرکت کننده های آن بودم وبا افتخار رتبه اول را کسب کردم و به مرحله ی کشوری راه پیدا کردم.

پر از انرژی ام

  کم کم به شعار همیشگی ام (من میتوانم آموزش وپرورش را متحول کنم)نزدیک میشوم

ازهمه به خصوص تربیت معلمی ها میخوام برای موفقیتم در جشنواره  دعا کنید.

راستی تولد حضرت زهرا(س)و روز زن را به مادرم وتمام خانم ها تبریک میگویم.

خانم ها

روزتون مبارک

[ دوشنبه دوم خرداد 1390 ] [ 20:41 ] [ فرزانه سربازحسینی ]

روز معلم را به همه ی معلمان سرزمینم تبریک می گویم.

سبدی هست در اندیشه من

که پر ازگل بدهم هدیه به تو

غافل از آنکه تو خود ناب تری

یک جهان گل بخورد غبطه به تو

[ دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1390 ] [ 18:56 ] [ فرزانه سربازحسینی ]
اومد پيشم
حالش خيلي عجيب بود فهميدم با بقيه فرق ميکنه
گفت : يه سوال دارم که خيلي جوابش برام مهمه
گفتم :چشم، اگه جوابشو بدونم، خوشحال ميشم بتونم کمکتون کنم
گفت: دارم ميميرم
گفتم: يعني چي؟
گفت: یعنی دارم ميميرم ديگه
گفتم: دکتر ديگه اي، خارج از کشور؟
گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاري نميشه کرد.
گفتم: خدا کريمه، انشالله که بهت سلامتي ميده
با تعجب نگاه کرد و گفت: یعنی اگه من بميرم، خدا کريم نيست؟
فهميدم آدم فهميده ايه و نميشه گول ماليد سرش
گفتم: راست ميگي، حالا سوالت چيه؟
گفت: من از وقتي فهميدم دارم ميميرم خيلي ناراحت شدم
از خونه بيرون نميومدم، کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن،
تا اينکه يه روز به خودم گفتم تا کي منتظر مرگ باشم،
خلاصه يه روز صبح از خونه زدم بيرون مثل همه شروع به کار کردم،
اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار اين حال منو کسي نداشت،
خيلي مهربون شدم، ديگه رفتاراي غلط مردم خيلي اذيتم نميکرد
با خودم ميگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن، آخه من رفتني ام و اونا انگار نه
سرتونو درد نيارم من کار ميکردم اما حرص نداشتم
بين مردم بودم اما بهشون ظلم نميکردم و دوستشون داشتم
ماشين عروس که ميديدم از ته دل شاد ميشدم و دعا ميکردم
گدا که ميديدم از ته دل غصه ميخوردم و بدون اينکه حساب کتاب کنم کمک ميکردم
مثل پير مردا برا همه جوونا آرزوي خوشبختي ميکردم
الغرض اينکه اين ماجرا منو آدم خوبي کرد و ناز و خوردني شدم
حالا سوالم اينه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آيا خدا اين خوب شدن و قبول ميکنه؟
گفتم: بله، اونجور که يادگرفتم و به نظرم ميرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون واسه خدا عزيزه
آرام آرام خدا حافظي کرد و تشکر
داشت ميرفت
گفتم: راستي نگفتي چقدر وقت داري؟
گفت: معلوم نيست بين يک روز تا چند هزار روز!!!
يه چرتکه انداختم ديدم منم تقريبا همين قدرا وقت دارم. با تعجب گفتم: مگه بيماريت چيه؟
گفت: بيمار نيستم!
 هم کفرم داشت در ميومد وهم ازتعجب داشتم شاخ دار ميشدم گفتم: پس چي؟
گفت: فهميدم مردنيم،
رفتم دکتر گفتم: ميتونيد کاري کنيد که نميرم گفتن: نه گفتم: خارج چي؟ و باز گفتند : نه!
خلاصه ما رفتني هستيم کي ش فرقي داره مگه؟
باز خنديد و رفت و دل منو با خودش برد
[ جمعه دوم اردیبهشت 1390 ] [ 1:25 ] [ فرزانه سربازحسینی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سلام به وبلاگم خوش آمدی
در حضور واژه های بی نفس
صدای تیک تیک ساعت را گوش کن
شاید مرهم درد ثانیه ها را پیدا کنی.
وبلاگ حاضر مربوط به هنر معلمی و به گونه ای جدید است...
امید دارم مورد استفاده قرار بگیرد...
راستی اگه قصداستفاده از مطالب رو داریدفقط با گفتن منبع مجازید.
امکانات وب